در این هوای سرد و گاهی برفی و به شدت آغشته به بوی بهار من و شوهر جان بعد از چند سال همت به خرج دادیم و دست به خانه تکانی ای اساسی از نوع رنگ و نقاشی زدیم . در این مدت انواع وسیله محوری را تجربه کردیم . یک روز یارا.... ببخشید رایانه محوری ، یک روز تخت و بوفه محوری و روز دیگر مبل محوری ... . چرا که هر روز مجبور بودیم وسایل اتاق را وسط همان اتاق بگذاریم و هی دورش بچرخیم . در این چند روز در صد اعتیادمان به وسایل خانه بیش از پیش بر ما عیان شد . اعتیاد من به کامپیوتر و اعتیاد شوهر و فرزند جان به TV و ماه * واره . در این چند روز پی به اخلاق و کشش عجیب دیگری در خودم بردم . میل شدید به آشپزی و کیک پزی در حالی که نقاش محترم بالای سرم روی نردبان قلم به سقف می کشید .

حالا من اینجا هستم ولی خسته . انگار نه انگار 4 سال ساکن همین خانه بودم . خانه ام برایم غریبه شده اما می دانم که عادت می کنم . مثل همه ی چیزهایی که بهشان عادت کردم.

پ.ن : بوی بهار حالم را به هم می زند هر چند حال و هوای شهر را در این روزها دوست دارم.

پ.ن 1 : خدایا ! در این روز 25 بهمن مراقب مردمم باش . به خاطر سردی هوا می گویم !

پ.ن 2: همین الان متوجه شدم بید مجنون و گودول فیلتر شدند ! آخه چرا ؟

 

[ ٢٥ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٩:٥٦ ‎ق.ظ ] [ الی ]