نذر کرده ام ، حتی - خجالت می کشم بگویم اما - دم شیطان را هم گره زده ام ولی پیدایش نمی کنم .خیلی جاها را گشته ام ، تک تک عکسهای آلبوم های عکسمان را دیده ام ، به امید پیدا کردنش چقدر به رو به آسمان دعا و فکر کرده ام - و گاهی نیز گریه - . همه ی فیلم های قدیمی خانوادگی را دیده ام ،لابه لای تمام کتابهای به جا مانده از پدر را گشته ام ، توی خوابهایم هوشیارانه به آن دور و بر ها نگاه کرده ام ، همه ی آلبوم های موسیقی موجود در خانه را گوش کرده ام ، تمام خاطرات شاد و غمگین ، عاشقانه و عارفانه ام را مرور کرده ام .....

اما همچنان سرگردانم در بین این همه روزمرگی ، نمی دانم گمشده ام کجاست و ....یا شاید خودم گمشده ام !

[ ۱ بهمن ۱۳۸۸ ] [ ٩:٥٧ ‎ق.ظ ] [ الی ]