گاهی روح آدمی قولنج می کند ! و احتیاج به کش و قوس آمدن پیدا می کند ! روح کش که می آید ذهن دچار رخوت می شود و مدت ها می ماند در آن اعماق .

مدتیست که من در این " گاهی " به سر می برم . البته بارانهای بهاری هم بی تاثیر نیست !

______

چند کتاب :" خندیدن بدون لهجه " از همان خانم فیروزه جزایری دوما که تکرار همان عطر سنبل ، عطر کاج است با یک ترجمه ی نه چندان خوب .

" من دختر نیستم " مجموعه داستانی از خانم شیوا ارسطویی که خیلی خوب و محکم نوشته و در ضمن خانم ارسطویی خیلی هم خوش تیپه !

" همنوایی شبانه ی ارکستر چوبها " رضا قاسمی که چون تا به آخر نخواندمش نظری نمی دم .

" آدم اول " آلبر کامو که در واقع شرح کودکی خود کاموست در قالب یک رمان رئال و آرام . البته این کتاب در دست نوشته های کامو بعد از مرگش پیدا شده و بدون ویرایش خود نویسنده چاپ شده که این خود حال و هوای بکری به کتاب داده .

[ ٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ الی ]