با چشمهای زیبا و سیاه از سرمه ای فراوان به خانه ام می آید و روبرویم می نشیند و همانطور که داریم فرزندجان را موقع باز کردن هدیه ای که او برایش آورده تماشا می کنیم چای و خاطرات گذشته مان را مزمزه می کنیم . از شروع دوستی مان سر کلاس عربی عمومی می گوییم تا هروکره های بی نهایتمان سر کلاس استاد بشر دوست و خبر فوت استاد مرز آبادی و با "از مریم خبر نداری " و " چه بی معرفت بود " می رسیم به اینکه " هنوز ازدواج نکردی ؟"!

از خواستگارهایش گفت و از صحبتهای زیادی که باهاشان کرده بود . حتا با یک کدامشان چندین جلسه مشاوره روانشناسی رفته بود و انواع و اقسام تستهای روانشناختی را داده بودند که گویا نتیجه ی تستها به مذاق هیچ کدام خوش نیامده که کل ماجرا منتفی شده بود ! از آقای خلبانی گفت که تا مراحل مقدماتی زیادی پیش رفته بودند ولی در نهایت آنهم منتفی شده بود .

می گفت : الی جون ! می دونی ، من دیگه سی سالمه ! نمی تونم با یکی ازدواج کنم که شغلش پر از خطر باشه و همیشه تو هوا باشه ! من احتیاج به یه کسی دارم که مدام کنارم باشه . آخه می دونی من شخصیت وابسته ای دارم ! در ضمن الی جون ! حوصلشو هم ندارم با یکی که وضع مالی خوبی نداره وبخواد تازه از صفر شروع کنه تا صاحب خونه و زندگی بشه شروع کنم، من که تو مجردیم وضع بدی نداشتم . راستشو بخوای اونایی هم که دستشون به دهنشون می رسه دم به تله ی ازدواج نمی دن ...

و من در حالیکه به بلوز بنفش یاسی خیلی خوشگلش نگاه می کنم دلم می خواد بهش بگم : آخه دختر خوشگل ! ازدواج نه دیره و نه زود . هر وقت پیش بیاد، وقتشه و هیچ کسی بهتر از خود آدم نمی دونه که کی به دردش می خوره . انواع مشاوره و تستهای روانشناسی هم به نظر من برای اینه که معلوم بشه طرفین مشکل روانی و عاطفی و یا جنسی خاصی ندارند ، نه اینکه هزار جلسه بریم و بیایم و مو رو از ماست بکشیم بیرون و بعد با دونستن کوچکترین مساله ای بزنیم زیر همه چیز . شاید شعاری به نظر برسه ولی زن و مرد قراره با ازدواج همدیگر رو تکمیل کنند ، درست مثل یک پازل . قرار نیست هر کدام کامل باشند ،‌از همه نظر ، و بعد از ازدواج لابد بر هم منطبق بشند ! هم نشینی و زندگی در کنار همدیگه با همه ی فراز و فرود هاش و قهر و آشتی هاش و عادت هاش و گاهی سردی در حد دلزدگی و گاهی هات بودن در حد انفجار کوه آتشفشان ایسلند ! زیبا و خاطره انگیزه . و تازه لذت فراوان بچه داشتن با همه ی بار مسوولیتش لذت بی پایانیه هر چند خودخواهانست !

همه ی اینها رادر ذهنم گفتم و فکر کردم بحث را از ازدواج و انواع خواستگار به چیز دیگه ای بکشونم . چه چیز بهتر از سیاست !

[ ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ] [ الی ]