راستشو بخوای تو رو خریدم که سود کنم . نه یه کم ها ، خیلی . اونقدر که به اینهمه غرولند مرضیه بیارزه . تا واسه ی یه بارم که شده خودمو بهش ثابت کنم . نه خودمو ها ، عرضمو ، مردیمو . مرضیه رو که دیدیش . زنمه . آخ اگه تو به حرف بیفتی ولی اینجوری که تو با این چشای ریزت نگام می کنی می ترسم . می ترسم امیدمو نا امید کنی . می دونی واسه این صد و پنجاه تومنی که پای تو دادم چقدر شبا تا صبح جلوی در ترمینالها و فرودگاه و جلوی پارک ارم منتظر مسافر وایسادم . اونم با این دم و تشکیلاتی که تاکسی دارها واسه ی خودشون درست کردند ، مگه می ذارن کسی سوار ماشینای شخصی بشه . چقدر به این و اون رو زدم و کارتای بنزینشونو گرفتم . اینا رو واست گفتم که بدونی چقدر حرف زدنت برام می ارزه . فروشندت می گفت اگر بهت حرف زدن یاد بدم هشتصد و پنجاه ، شایدم یه ملیون ازم بخرنت ، می گفت یک کلمه هم خوبه . فرق نمی کنه چی بگی . ولی مودبانه باشه . حرف بد بزنی کمتر کسی طالبته . هر چند مردم خودشون فحش محش زیاد می دن ولی خب ، دوست دارن حرفای خوب بشنون . مثلن سلام خوبه ، اگر یه احوالپرسی کوچولو هم بکنی که دمت گرم . خدا رو چه دیدی شاید اگر حرف بزنی همین علی آقا طالبت شد . جای پول پیش خونه که چند وقته پیله کرده ورت داشت . چند تا قناری ام داره . اینجوری جلوی چش خودمم هستی . اصلن به شرطی بهش می دمت که بذاره دو سه سال دیگه تو خونش بمونیم . اینطوری زحمت و خرج اسباب  کشی هم از رو دوشمون برداشته می شه . اصلن شایدم تو همین کار موندم . از مسافرکشی با اون لکنته که بهتره . اونم با این وضعیت بنزین . می گن لامصبو بازم کم کردن . آخه تو چه می فهمی بنزین چیه . اینا رو می گم که باهات حرف زده باشم بلکم تو به حرف بیفتی . یارو فروشندهه می گفت باید چند ماه روزی یکی دوساعت باهات حرف بزنم . می گفت اولاش حرف زدنت مثل غرغره و بعد یهو حرف می زنی . تو رو به مولا غرغرای تو مثل مرضیه نباشه ها . اونقدر از مرضیه بد گفتم که تو حالا فکر می کنی کی هست . اصلشو بخوای زن خوبیه . همه ی کارای این سه تا بچه و خونه با اونه . وای ... که چه وعده هایی بهش داده بودم . قول داده بودم یه کامیون بخرم و بزنم به جاده . اونطوری هم درآمدم بیشتربود و هم اینقدر خونه نشین نبودم . راستم می گه مرضیه . مرد که نباید اینقدر جلوی چش زن و بچه باشه . مرد که خونه نشین شد زحمت زن خونه زیاد می شه و عزت مرد خونه کم . باید یه اسمی واست بذارم ولی می ترسم اونوقت بهت وابسته شم نتونم بفروشمت . اصلن ولش کن ، همینطور بی اسم خوبه . تو فقط سعی کن به حرفای من گوش کنی و یاد بگیری . برا منم بد نیست ، یه درد دلی ام باهات می کنم و سبک می شم . راستش قبل از خرید تو می خواستم این لگنو بفروشمش و یه جیگرکی بزنم . تقی جیگرکی می گفت در آمدش بد نیست . بالاخره مردم از بوی جیگر که نمی تونن بگذرن . ولی مرضیه به این سادگیا نمی ذاره ماشینو بفروشم . آخ خدا ! چی می شد به جای چند ماه تو همین الان به حرف میفتادی . به صدای این بچه ها و وانتی های تو کوچه گوش نکن . گوشت فقط با من باشه . می شنوی مرضیه اس . داره با بچه ها دعوا می کنه . لابد باز یه کاری کردن وبه جون هم افتادن و اونم صداش در اومده .فعلن باید برم . واست یه سی دی می ذارم تا وقتی نیستم گوش کنی . فروشندهه گفت آهنگم خوبه گوش کنی .

این آهنگو خیلی دوست دارم . منو یاد مادرم میندازه :

دیدی که رسوا شد دلم ...  

[ ۱ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ] [ الی ]