چند سال پیش رسم بود در دفتر های خاطرات می نوشتندش ، یعنی چاره ی دیگری نبود . حالا که اینتر نت هست در خیلی از وبلاگها می نوسندش ! آه و ناله ها و سوز و گداز های عاشقانه را می گویم . که : (ای وای عشقم رفت) و ( همیشه در خاطرم می ماند ) و (هر طرف که نگاه می کنم یاد خاطرات شیرین گذشته ام با او می افتم ) و ( دیگه غیر از او کسی را نمی خواهم ) و...

دوست عزیز ! خواهرم ! جان برادر ! هر چند شعاری و کلیشه ای به نظر برسد ولی " عاشق عشق بودن بهتر از عاشق معشوق بودن است " . آنکس که با دلیل و یا حتا بی دلیل می گذارد و می رود دیگر رفته . می شود خیلی راحت یک روز که در اتوموبیلی در حال حرکت از خیابانی ، اتوبانی نشسته ای سرت رو از پنجره ی ماشین بیرون بیاری و همه ی خاطرات و اشک هاتو به چمنهای کنار خیابان بسپری و منتظر یک کس و یا موقعیت تازه باشی . باور کن تازه شدن به همین راحتیست . به همین راحتی می بینی که عشق در وجودت رشد می کند و بزرگ می شود . نه اینکه مدام در عشقی دیرین دست و پا بزنی .

حالا خود دانی !

پ.ن: من پیه هر گونه انگ خوردن و دشنام شنیدن را با نوشتن این پست به تن مالیده ام ! 

پ.ن ١ : این نوشته حتا اگر یک نفر را به تجدید نظر وا دارد بسیار خوشحال خواهم شد .

[ ٢٢ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ٤:٢۸ ‎ق.ظ ] [ الی ]