به دعوت نگار جان به بازی ای دعوت شدم که قبل از هر چیز برای خودم جالب بود و باعث شد که به عادت های نوشتنم فکر کنم . که البته بهانه ی خوبی هم شد برای گذاشتن یک پست جدید و در آمدن از این سکوتی که ذهنم را فرا گرفته !

شاید کمی عجیب باشه ولی من بیشتر در ذهنم می نویسم . می نویسم و پاک می کنم . جمله ای را اضافه می کنم و بعد دوباره حذفش می کنم . همانطور که دارم آشپزی می کنم و یا TV نگاه می کنم در ذهنم مطلب و بیشتر داستانی را پرداخت می کنم ...و وقتی به جایی رسید که برقی در نگاهم انداخت دست به تایپ می شوم ! اصلن روی کاغذ نمی توانم بنویسم ، اینطوری همه اش از ذهنم می پرد . قبل از روشن کردن کامپیوترم البته حتمن چای دم می کنم چرا که باید موقع نوشتن یک لیوانش همراه با شکلات تلخی کنار دستم باشد . و صد البته قبل از همه ی این ها باید ، باید خانه ساکت باشد . به همین خاطر اغلب نیمه شب وقتی شوهر و فرزند جان را خواباندم می نشینم پای کامپیوتر و یا صبح زود وقتی هر دوشان رفتند ( سر کار و مهد کودک ).

بیشتر این شرایط برای کتاب خواندنم هم صدق می کند .

ممنون نگار جان !

[ ٩ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٩:٠۳ ‎ق.ظ ] [ الی ]