و کوه طنین انداخت

پری ، عبدالله ، پروانه ، دکتر مارکوس ، نیلا وحدتی ، نبی ... این ها شخصیت های رمان تازه ی " خالد حسینی " هستند . رمانی با عنوان " و کوه طنین انداخت " . رمان های قبلی او " بابادک باز  " و " هزاران خورشید تابان " به خاطر اسامی فارسی و همسو بودن با روحیات شرقی ما بسیار مورد توجه ایرانی ها قرار گرفته . مامان خودم یکی از پر و پا قرص ترین طرفدارهای این رمان هاست .هر روز که تلفنی با هم صحبت می کنیم می پرسد : تموم نکردی این آخری رو زودتر بدی به من ؟‌ (او هیچ یک از این رمان ها را نمی خرد !) رمان اخیر خالد حسینی نسبت به دو رمان قبلی اش تکنیکی تر و مدرن تر نوشته شده است . در واقع یک رمان شخصیت محور است . شخصیت ها در هر فصل قصه ی خود را به طریقی روایت می کنند . یک فصل با روش نامه نگاری ، یک فصل با زاویه دید من راوی ، یک فصل با روایت سوم شخص ... با این روش ما در هر فصل وارد سرگذشت یک شخصیت می شویم و در خلال این فصل ها متوجه آخر و عاقبت شخصیت های دیگر رمان می شویم . برخلاف تصور مکان این رمان خیلی در افغانستان نیست بلکه افغانستان بهانه ی روایت و سرگذشت شخصیت هاست . اتفاق ها در پاریس و یونان و آمریکا و افغنستان می گذرد . خیلی ها به تحت حمایت آمریکا بودن خالد حسینی خرده گرفته اند و شاکی اند که چرا او آمریکایی ها را نجات بخش افغنستان می داند که مگر غیر از این است ؟ اگر آمریکا دخالت نظامی نکرده بود شاید تا الآن من و شما هم باید با برقع و ریش های بلند در مخروبه های شهرمان تردد می کردیم ! خیلی دیگر به نویسنده گیر داده اند که خالد حسینی ضد اسلام می نویسد . در جایی از همین رمان پری شخصیتی از رمان با اینکه در آمریکا زندگی می کند ولی به اصرار پدرش در کلاس های قرآن مسجد شرکت می کد. او با اینکه از قصه های قرآنی و سرگذشت پیامبر خوشش می آید ولی از احکام ریز و درشت و بکن و نکن های بلند بالای اسلام وحشت می کند که مگر غیر از این است !

و کوه طنین انداخت / خالد حسینی/ مهگونه قهرمان ( مترجم ) / نشر پیکان/ 16500 و 19500 ( جلد شومیز و گالینگور )

در نهایت " و کوه طنین انداخت " رمان بسیار خوشخوان و پرکششی است و به خاطر متناسب بودن با روحیات شرقی ما و قرار گرفتن در محیط ها و کشورهای دیگر رمان بسیار پر کششی برای یک نوجوان هم محسوب می شود . نکته ی جالب دیگر در مورد رمان اینه که نویسنده هوشمندانه از روایت جنگ های چندین ساله در افغانستان پرهیز کرده و بیشتر به تاثیر جنگ بر سرونوشت و رویکرد آدم ها پرداخته است .

/ 13 نظر / 57 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرشکوه

من دو تا کتاب قبلی خالد حسینی رو دوست داشتم وقت بشه این یکی رو هم می خونم.

یادداشت های مینا

اینو باید خوند... من هنوزم مزه بادبادک باز زیر زبونمه... خیلی حال کردم باهاش[تایید]

ميله بدون پرچم

سلام مادري كه كتاب نمي خرد! اما كتاب مي خواند...باز خودش يه جور كيمياست. با اين توضيحات از لحاظ فرم ياد كتاب آويشن قشنگ نيست افتادم. ترجمه اش چطور است؟ بله غير از اين نيست!

نیره

ممنون بابت معرفی. کتابهای قبلیش رو خوندم. اینم باید عالی باشه

سعدی

همیشه به این که اینقدر تمرکز و تداوم داری در کتاب خوندن حسودیم میشد،حالا یه مادر رمان خون هم بهش اضافه شد[لبخند]

نازنين

سلام الي جان. ديشب كتابرو خريدم. سعي مي كنم توي سفر بخونمش و نظرم رو مي گم بهت.[گل]

یاسمن

تعریفش رو شنیدم اما نخوندم . ممنون از معرفی

فرمولساز

چقدر قشنگ رمانها را تحلیل میکنی الی جان. توی زبان فرانسه اصطلاحی هست به اسم خوشبختی کوچک (پتی بون اوق) که به اتفاقات خوشایند روزانه گفته میشه به نظرم این لحظاتی که برای خواندن کتابهای دلخواهت در اختیار داری خوشبختی نه چندان کوچکی است :)

راحله

عزیزم من کتابهای قبلیش را خوندم وبیشتر از این خوشم اومد که نظرم را نسبت به افقانی ها تغییر داد.واز اینکه با احساسات من خوب بازی کرد لذت بردم.حتی یادمه کتاب هزارن خورشید یه قسمتی که به علت فقر دخترشونو ګذاشتن برورشګاه یا یه جایی که بهش غذا بدن و می خواستن برن دیدنش اینقد بهم فشار اومد که چند صفحه ورق زدم و ادامه داستان را خوندم و حتی الان هم نمی دونم توی اون اسایشګاه واسه اون دختره چه اتفاقاتی افتاد.جالب بود انشالله اینهم را خواهیم خواند [گل]

روزبه

من كتاب بادبادك باز رو داشتم و تا نيمه بيشتر نخوندم فقط فيلمش روكامل ديدم و به نظرم قابل توجه بود ولي فكر ميكنم داستاهاي مربوط به افغانستان خيلي نزديك و شبيه به هم دارند ميشوند