یه سوال؟

درسته که چندین روز پیاپی میام و میبینم کامنتدونی ام خالیست ولی با این حالی نبود برای نوشتن هر چیزی . هیچ .

یه روزی ناخواسته و یا خواسته و یا جوگیر زندگی مشترک و عروسی و گیلی گیلی و اینا بچه دار میشیم ولی مطمئنم صد در صدمون فکر یه چیزایی رو یا بهتره بگم یه موقعیت هایی رو نکردیم . مثلا من چندان فکر نکرده بودم که وقتی با پسرم توی خیابون داریم راه میریم و ناگهان دعوایی خیابانی رخ میده و بعد طرفین دعوا با آخرین نفس عربده می کشن و فحشهایی به هم میدن که اغلبشون به ...کش ختم میشه به صورت دگرگون بچه ام چی باید بگم ؟ یادمه پدر و مادر خودم اینطور مواقع خجالت زده و گلگون خودشون رو میزدن به اون راه و من هم به هر حال خودبه خود می فهمیدم که این ها ممنوعیاته ولی دوست ندارم بین من و پسرم این دیوار رودربایستی بوجود بیاد و بعد همینطور ضخیم و ضخیم تر بشه ، بهش گفتم : دیدی چه حرفهای زشتی به هم میزدن ؟ تو دیگه بزرگ شدی ، از این به بعد توی مدرسه توی راه مدرسه و یا هر جایی ممکنه از این حرفها و یا حتا بدترش رو بشنوی ولی میدونم که تو تکرارشون نمی کنی ، هر چند خواهر کوچیکم خیلی خیلی اصرار داره بذار چند تا فحش یاد بگیره و به کار هم ببره ، حتا گاهی به شوخی و جدی اصرار می کنه الی جون من بذار یادش بدم... !

و یکی دیگه از مواردی رو که فکرش رو نکرده بودم اینه که خودم بیست سی تا بازی موبایل از اینترنت گرفتم و ریختم رو گوشی بدون سیم کارت و اغلب با هم یا بی هم بازی می کنیم ! یه بار با هیجان یه بازی رو بهم نشون داد که بیا مامان ببین اینطوری بازی میکنم و اونطوری می برم و ... من دیدم که بله بازی گلفه که بعد از انتخاب آدم ها و توپ و بند و بساطش چند تا ضربه می زنی و اگه برنده شدی جایزه اش یه زن بالاتنه تمام لخته که روی صفحه ظاهر میشه و بهت لبخند میزنه ! این مورد رو ترجیح دادم فعلا سکوت کنم تا مبادا حریص ترش بکنم ، در ضمن بازی پاک هم نمیشه ، شما چی پیشنهاد می دین ؟!

/ 17 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کامشین

الی جونم پسرها انکاری یک رگ شیطنت دارند که باید با حوصله و صبر باهاشون مدارا کرد و گرنه واویلا می شه. پسر دخترخاله من ده سالشه. وقتی پنج ساله بود یک جورائی بو برده بود که پدرش تو لب تاپش یک عالم فیلم داره. برنامه ریخته بود و نصفه شب یواشکی بلند شده بود کامپیوتر را روشن کرده بود و با حوصله نشسته و فیلم چشمان تمام بسته را تمام و کمال دیده بود. از اون مدل بچه های خوره کامپیوتره . در انتها هم پای لب تپ بیهوش شده بود. پدرش صبح می اد می فهمه که بعله شازده چه شبی داشتند ...تمام فیلم ها را از لپ تاپ بر می داره. شب بعد شازده دوباره نیمه شب بلند می شوند می ایند سراغ کامپیوتر می بینند که فیلمه نیست. همون جا می زنند زیر گریه و شیون می کنند. بابا و مامان بلند می شوند با ناراحتی می پرسند چی شده، پسر بچه هم شاکی از غیب شدن فیلم محبوبش می گه...چرا اون فیلمه نیست...من می خواستم بازهم می می اون خانمو ها را ببینم!! نمی دونم والدینش چه کلکی سوار کردند که فعلا دیگه دلش می می دیدن نمی خواهد!![شوخی]

راحله فیروز

به نظرم به نکته خوبی اشاره کردی... ببین بچه های الآن قابل مقایسه با بچگی خودمون حتی بچه های 10 سال پیش نیستن... به قوت ماهواره و اینترنت و همه چیزی که تو دست و بالشون هست همه چیزو خیلی زودتر از اونی که باید بفهمن میفهمن... پس کاری از دست تو بر نمیاد... باید فکر کنی چه جوری باید کنار بیای... یعنی آگاهش کنی به مسائل پیرامون.. متأسفانه هر روز هم جو داره بدتر میشه ... تا چند سال دیگه خدا میدونه که چی میشه ... ما که تو دوره خوبی زندگی کردیم که هیچ کدوم از اینها نبود به کجا رسیدیم.. اینایی که همه چیزم تو دست و بالشون هست و با این همه اطلاعات به کجا میرسن... خدا آخر و عاقبت همه چیزو ختم به خیر کنه... الهی آمین

حجازی

سلام شما هرچه بریسی جامعه بعدا پنبه می کنه . من تجربه کردم . البته نمی شه بی تفاوت هم بود ....

علی شاه علی

موبایل را بفرستید برای دیار کفر. آنجا کفار غرقه در گناهند و امیدی نیست به استغفارشان. انشاالله خدا هم می گذرد از سر تقصیرات ما و شما...!

ونوس

سلام الی عزیز باور میکنی دغدغه ام قبل از بارداری همین سوالات و نحوه رفتار با بچه معصومی بود که قرار است توی این مملکت و کوچه خیابانهای همین شهرهای ایران اسلامی(!) رفت و آمد کند؟ وقتی فکرش را میکنم که تلاش میکنیم یک بشر سالم و بااخلاق تحویل این مرزو بوم بدهیم و به جایش یک فحاش هتاک تحویلمان بدهند و تمام زحماتمان را به باد بدهند سرم سوت میکشد پیشنهادم اینه که به طور ناملموس اینطور بازی کردن رو از برنامه روزانه اش حذف کنی....با روش جایگزینی مناسب به روزم نازنین

من و منوچ

حریص چیه دیگه؟ مگه توی تون سن چیزی میفهمه. خیلی آروم از جلوی چشمش دورش کن. اون نمیفهمه الان. ولی میتونه کنجکاو بشه.

نرگس(فانوس به دست)

در مورد پاک شدن بازی میپرسم حتما و برای راهکارش هم حتما بهش فکر میکنم بچه داشتن و مسئولیت داشتن واقعا سخته :(

گل سرخ

فکر میکنم شاید اگر من در این موقعیت باشم ( من دو دختر ده و پنج ساله دارم ) شاید بگویم چه ممه های قشنگی دارد. شاید این طوری حالت شوک ریخته شود و بچه بداند که این هم عضوی از بدن است و الزاما جایزه بزرگی نصیبش نشده

شادی

[خنده]من می دونم چرا نظراتت کمه! من دو دفعه قبل از این وارد وبلاگت شده بودم و اتفاقا به نظرم جالب بود و میخواستم کامنت بذارم ولی قسمت نظراتو پیداش نکردم (خیلی بدجاییه،دقیقا رو کادر پستت،اصلا دیده نمیشه) امروز اتفاقی دستم رفت روش برق زد![زبان]

مستانه

منم موافقم با حرف زدن ، چطوری باید بازی ها رو توی گوشی خالی ریخت؟