دکتر داتیس

این بوی عجیب پاییز رو استشمام می کنید ؟ یه بوی غریب آمیخته به هوایی که زودتر تاریک میشه و خنکای ملایم و خفیفی که از لای پنجره تو می زنه و البته توی خونه ی ما بوی شروع مدرسه و مداد و دفتر و تغذیه ی توی کیف مدرسه و البته عطر و بوی سیب های پاییزی . مجموع همه ی این ها حال من رو خوش کرده و باعث شده این دو سه روز آلبوم " لعنت به من " مازیار فلاحی را که تازه خریدم هی بذارم و با پسرکم گوش کنیم و گاهی اون با ریتم بعضی قطعه هاش ریتمیک برقصه و باز هم من رو خجسته تر کنه ! و البته ناگفته نماند که این حد خجستگی از من بعیده !

این روزها کتاب " دکتر داتیس " را خواندم نوشته ی " حامد اسماعیلیون " . قبلا هم از ایشون کتاب های " آویشن قشنگ نیست " و " قناری باز " رو خونده بودم . آویشن قشنگ نیست که آنقدر قشنگ و تکنیکی و گیراست که هر چند ماه یکبار دوباره خوانی می کنم . دکتر داتیس یه جوریه که اولش که شروع به خوندن کردم یه ذره به ادامه دادنش مشکوک شدم ولی زود روی قلتک افتاد و تا به آخر و بی وقفه خواندمش. رمان داست یک دکتر دندان پزشک است که برای گذراندن طرحش بعد از سربازی به یک محله ای در جنوب شهر تهران می رود . محله ای به نام ساسنگ که با اینکه گویا مکانی تخیلی ست ولی آنقدر خوب فضاسازی شده که چند بار توی نقشه ی تهران دنبالش گشتم ! ولی بعد با خواندن وبلاگ جناب اسماعیلیون متوجه تخیلی بودنش شدم . این آقای دکتر داتیس بعد از مدتی دلبسته ساسنگ و مردمان و سپیدارهایش می شود و به خاطر نوع شغلی که دارد با مردم شهر و مشکلاتشان و حتا اختلافاتشون آشنا می شه تا جاییکه با پیشنهاد خود اهالی کاندیدای شورای شهر هم می شود ... و با توجه به مشکلاتی که از ساسنگ می داند برای اصلاح امور کانداتوری شورای شهر را قبول می کند ...

رمان با اینکه با زاویه دید اول شخص مفرد نوشته شده ولی با روایتی خونسرد و بی سوز و گداز و البته تاثیر گذار ماجراها را در هفت فصل و 197 صفحه روایت می کند . هر فصل نامی مرتبط با حال و هوای شهر و خود دکتر داتیس دارد : فصل اول : ابر  2 :آفتاب   3 : باران  4 : تگرگ  5 : رنگین کمان  6 : برف   7 : مهتاب . کتاب را نشر زاوش ( چشمه ) با قیمت 9000 تومان منتشر کرده .

جناب آقای اسماعیلیون خودش دندان پزشک است و از این رو به خوبی از پس حال و هوا و اصطلاحات دندان پزشکی بر آمده هرچند برخی جاها اشاره ها و اصلاحات دندان پزشکی برای من خواننده ی نا آشنا با این اصطلاحات حوصله سربر می شود ! در ضمن ایشان طی چند سالی که مقیم کانادا بوده اند ( و هستند ) نوشته اند که از این منظر در آوردن این حال و هوای ایرانی برایم جالب بود . 

تم و درون مایه کتاب خیلی من را یاد کتاب " مدیر مدرسه " جلال آل احمد انداخت .

/ 7 نظر / 26 بازدید
یاسمن

وای پاییز داره می یاد . البته روزهای اول که هوا زود تاریک می شه دلگیره تا اینکه آدم عادت می کنه . کتاب ها رو نخوندم ولی اونی رو که گفتی خیلی قشنگه یادداشت کردم که بخونم .

سپیده

این آلبوم مازیار مث بقیه آلبوماش شنیدنیه... خوبه که به هر بهانه ای از زندگیمون لذت ببریم و خوشحالم که تو میتونی...[گل]

فرمولساز

سلام الی جان... فصل دلخواهت داره شروع میشه خوشحالی و خرسندی هم داره! امیدوارم این خرسندی تا میتونه کش پیدا کنه و طولانی بشه. منم بوی مهر را دارم حس میکنم از این نظر فکر میکنم همیشه در حق شهریور بی انصافی میشه چون کسی به رسمیت نمیشناسدش و همه حتی از روزهای اولش میگن بوی مهر میاد! کتابی که گفتی خیلی قلقلکم داد بگیرم بخونمش ولی نمیدونم کی امکانش باشه چون تازه شش تا کتاب رواندرمانی کت و کلفت از نشر جیحون گرفتم و تا دانشگاه شروع نشده میخوام حداقل یکیشو بخونم. تازگیها دارم از تعداد ایرانیهای مقیم کانادا متعجب میشم آخه مربی سالسای ما هم مقیم کانادا است بعلاوه یکی دو تا استاد دیگه ام که همگی موقتا اینجا هستند!!!

مهرو

من متولد پاييزم و هميشه پاييز به من آرامش ميده. عاشقشم بخدا. برعكس بهار و تابستون كه لحظه شماري ميكنم تموم بشن. بابت معرف يكتاب هم ممنونم. اينجور كه گفتي ارزش خوندن رو خيلي داره.

مهدی(معرفی کتاب)

سلام.ساختارشکنی کردم و دو تا شعر قدیمی از سروده های خودم گذاشتم تو وبلاگم.لطفا تشریف بیارید و نظر بدید ببینم شعرام در چه حدی هستن.ممنون[گل]

افسانه

خيلي وقته كه زنبيل خريد كتاب رو گذاشتم كنار... حالا با بزرگ شدن بهداد بايد كم كم زنبيل دستم بگيرم و برم يه ذهني از عزا در بيارم... راستش فك كنم حوصله وارسي كردن مشكلات مردم پايين شهر (كه اتفاقا خودم هم جزئشون محسوب مي شم) رو ندارم... براي مني كه با اين مشكلات بزرگ شده شايد يه جور تكرار مكرراته! ابه نظرت شما كه خونديش ين طور نيست؟

نازنين

امروز يكي دو ساعتي نشستم و پست هاي مربوط به معرفي كتابت رو - اونايي كه اين چند ماه نخونده بودم - يه نفس خوندم. تا حالا برام اتفاق نيفتاده كتابايي رو كه معرفي كردي، بخونم و بعدش پشيمون بشم - البته اعتراف مي كنم كه هنوز حس خوندن 1984 رو پيدا نكردم!- الان يازده تا كتاب به ليست كتابايي كه بايد بخونم اضافه شده. مرسي الي جان.