کتاب " ما در عکس ها زندگی می کنیم"

 

دیر زمانی است که ما در عکس ها زندگی می کنیم . عکس هایی از زمان های دور و نزدیک که شادی های کوچک و اندوه های بزرگ را به
خاطرمان می آورند . اندوهبارترین لحظه ها برای من لحظه ای است که مردی را با صورتی خندان و نگاهی زنده در عکسی نشان بدهم و بگویم که این مرد زمانی عاشق من بوده . کوچک کردن لحظه ها در عکس ها و نگه داشتن آدم ها در قاب های شیشه ای هیچ گاه از سنگینی حضور آن ها کم نکرده ؛ بر عکس آن ها را مثل عصاره ای تلخ یا شیرین یا سایه
ای پر رنگ از تمام روزهای رفته برای من نگه داشته است ..

 

رمان با پاراگراف بالا شروع می شود و داستان زندگی زنی سی ساله است که حالا به اتفاق شوهرش ( عماد ) در لندن زندگی می کند ولی اغلب و به واسطه ی عکس ها در تهران و همراه خانواده و خواهر ها و مامان پری زندگی می کند . خواننده در رفت و برگشت های منظم به گذشته و حال گلنار ( راوی ) متوجه سیر زندگی و حالت های درون گرای گلی میشه . یکی از نقاط قوت رمان فضاسازی خوب نویسنده بود که خیلی راحت می شد خانه ی مامان پری و خانه ی در لندن رمان را خوب تجسم کرد  و لحظات مربوط به نوجوانی راوی که به خاطر زندگی با مامان پری خاص و بزرگتر از هم سن و سالهاش بو و  البته نکته ی جذاب ترش برای من احساس نزدیکی ام با راوی و ارتباط اون با خواهر ها و مادرش بود .

 

ما در عکس ها زندگی می کنیم / پری ناز رئیسی / نشر هیلا / 152 صفحه /7000 تومان

 

# مادر عکس ها زندگی می کنیم

 

/ 12 نظر / 52 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روزبه

من هميشه براي تشخيص ارزش يك داستان يا مخصوصا فيلم دو موضوع خيلي مد نظرم بوده (البته هميشه هم جواب نداده ) يكي سليقه در انتخاب اسم وديگري شروع قصه و گيرايي آن به نظر ميرسه بايد كتاب خوبي باشه تا اينجا اين دو مورد رو داشته ......... در مورد موضوع قبلي من فكر ميكنم اين رابطه وقتي خيلي نزديك ميشه وقتي پاي يك زن ديگه به وسط مياد مادر احساس ميكنه داره پسرش رو از دست ميده و يا مثلا اين زن لياقت بچه اش رو نداره چون خواه ناخواه پسر هم اين وسط يه مقداري از علاقه اش رو به سمت ديگري ميبره وابستگي يه چيز خيلي طبيعيه ولي فكر كنم بايد كنترل شده باشه براي همه ادمها البته ناگفته نمونه شرايط زندگي من با شرايط زندگي شما خيلي خيلي فرق داشت و مسائلش هم طبعا متفاوت بود شايد يه روز تو يه زمان مناسبي يه پست خصوصي در بارهاش بنويسم از تجربه اي كه داشتم

نیره

خیلی وقته وقت رمان خوندن نداشتم ممنون

خاطره

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است[گل] منتظر شما هستیم.[گل]

افسانه

اتفاقا اين رمان رو تازگي ها خوندم... البته با حضور بهداد خيلي سريالي مي شد خوندش اما من هم عاشق تجسم كردن توصيف هاي بي نقصش شدم...

مهدی(معرفی کتاب)

ثابت شگفت انگیز کیهانی که خداوند با دقت باورنکردنی تنظیم کرده.برای خوندن این مطلب لطفا تشریف بیارید.[گل]

مهرو

حتما می گیرم تا بخونمش. به نظر قشنگ اومد. ممنون از معرفیت.

یادداشت های مینا

اینو باید خوند[متفکر]

مجتبی

چقدر کتاب جدید و بکر میخوانید و معرفی میکنید و داغ ما را تازه میکنید :(