طعم گس " سیب ترش "

 

فقط مرگ است که چاره ندارد. چاره یا چمچاره . فرقی نمی کند. احتمالا یک جورهایی این حرف درست است اما چیزهایی در زندگی آدم هست که مرگ نیست ، اما چاره ای هم ندارد. حکایت زنبورهای وحشی سیاه را شنیده ای که با یک نیش کارساز ، کرم بدبخت را فلج می کنند و تو بدن آن بیچاره تخم ریزی می کنند ، در حالیکه زنده است و دارد نفس می کشد و تا تولد زنبورها افلیج و چارچنگولی می ماند تا وقتی زنبورک ها متولد می شوند اولین غذای آن ها باشد . آخخخخ...خوب از کدام سوراخ این قصه می شود چاره ای برای بدبختی و بیچارگی کرم جورید ؟ کرم انتخاب می شود ؛ مگر اختیاری هم دارد ؟ و بعد دیگر هیچ راهی برای فرار ندارد. این عین بی عدالتی است لادن. بی عدالتی که هیچ چاره ای ندارد . مرگ که مرگ است . می میری و همه از دستت خلاص می شوند.اصلا خودش یک چاره است...( ص 106) از کتاب سیب ترش نوشته فرشته نوبخت.

در معرفی کتاب ها تنبل تر از آنم که قسمتی از کتاب را تایپ کنم !‌ولی این بار سنت شکنی کردم چرا که از این تکه خوشم آمد. همین ! رمان " سیب ترش " داستان یک مثلث عشقی ست بین دو زن و یک مرد ( میشه مثلث عشقی بین دو مرد و یک زن در ایران چاپ بشه ؟!)  بین لادن و ماهرخ و عطا . از جهت روایت با چند نوع روایت روبروییم. بخش اول که چند فصل در میان از زبان لادن و ماهرخ است . ماهرخ برای لادن تحت شرایطی نامه می نویسد ( 18 نامه ) با روایت اول شخص که کم کم و در طول نامه ها ما متوجه چگونگی روابط این سه نفر میشیم که خودم به شخصه این بخش رو خیلی دوست داشتم و فصل هایی هم از زبان لادن به صورت اول شخص می خوانیم . در نهایت متوجه می شیم که هر یک از این سه نفر از رابطه های همدیگه خبر داشتند و هر فکر می کرده دیگری نمی داند ! بخش دوم  با روایت سوم شخص محدود به ذهن لادن است یا ماهرخ ؟!

رمان خوشخوانی ست که رنگ و بوی پست مدرن می دهد که به نظرم خواندنش مشقی ست در جهت آشنا شدن خواننده های ایرانی با فضاهای روایی جدیدتر حالا اگر نگوییم پست مدرن. و به نظرم خیلی رنگ و بوی رمان " شب ممکن " محمد شهسواری را می داد ولی متعادل تر از اون ! در ضمن خانوم فرشته نوبخت وبلاگی هم به اسم " سیب ترش " دارد.

 

/ 23 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لادن

چه خوب! من عاشق رمانهایی با چند راوی هستم. "گور به گور" فاکنر در این زمینه خداااست:)

یاسمن

رمان خوبیه. منم دوستش داشتم. مخصوصا فصل آخر را خییلیی دوست داشتم. می گن رمان خوب، رمانیه که به خوبی تموم شه نه اینکه خوب تموم شه.[رویا] خودمم نفهیدم چی گفتم[مغرور] ممنون از الی[گل]

درخت ابدی

اوصافش که جذاب بود. گذاشتن مشخصات کتاب هم ثواب داره[لبخند]

رضا

وبلاگ قشنگی داری در ضمن فیلم هایی که اقتباس ادبی هستند رو می بینی؟

قیزی

وبلاگتون چه موضوع جالبی داره و این تیکه نوشته ای که انتخاب کردید حقاَ که عالیه و دلنشین

علی

سلام، اولین بار اومدم اینجا تو چت آدرسو دادی به نظرم خوبه

لالیکو

دروغ چرا دوسش نداشتم. ولی پیشنهاد می کنم رمان ثانیه ها اثر محمدرضا فیاض رو بخونی. می دونم خوشت میاد

شفیقه

سلام این رمان را دوبار خواندم. به نظرم بهترین رمان سال 91 است. رمان ثانیه ها را هم که لالیکو معرفی کرده خریدم ولی اصلا نتوانستم تا آخر بخوانم. خسته کننده است ولی خوبه اگر شما خواندید و نظری داشتید برایمان بنویسید تا ما هم بدانیم.

فرشته نوبخت

سلام عزیزم. خیلی خوشحالم که رمان را دوست داشتید و ممنون از معرفی و یادداشتِ ارزشمندتان. با اجازه روی سایت سیب ترش می گذارم.