بعدازتعطیلات

من آلوده شده ام . نسبت به سال ها قبل که ساعت ها می نشستم و " صدای پای آب " سهراب سپهری و منظومه ی بلند " آبی خاکستری سیاه " حمید مصدق و " لیلی و مجنون " نظامی را بارها و بارها با صدای بلند می خواندم . من آلوده شده ام و این را دیشب وقتی فهمیدم که پسرکم ازم خواست براش قصه بگم و من روشنفکرانه فکردم قصه ی " طوطی و بازرگان " مولوی را برایش تعریف کنم ولی تا چند دقیق مغزم ارور می داد که اول کدوم طوطی به کدوم طوطی پیغام " خود را به مردن زدن " داد ؟! من آلوده شده ام با اینترنت و مجاز و فیس بوک و موبایل و تصویر مجازی و زندگی خاله زنکی ...هر چند به هیچ عنوان حاضر نیستم به سال های قبلم برگردم ولی می بینم که روزها و لحظه هام دارن تند تند و همه سر در مجاز می گذره بی اینکه کمتر لحظه ای به دست بیاد تا به آسمان نگاه کنم ! یادمه سال های بچگی و نوجوانی تابستان ها گاهی در بالکن رو به حیاط مان می خوابیدم و وحشت زده و از زیر پتو آسمان و ستاره های بیشمارش را نگاه می کردم و داستان ها می ساختم در دل سیاهی شب ، صبح ها با خواهرهام می نشستیم و من براشون داستان اولدوز و یاشار صمد بهرنگی را دوباره و دوباره می خوندم ، ساعت های بی پایانی را با دوستهام توی کوچه دوچرخه سواری می کردیم ... این ها را بارها همین جا نوشته ام و با اینکه دیگر حاضر نیستم به گذشته برگردم ولی می دانم که آلوده شده ام ...

خوشحالم که تعطیلات نوروز بالاخره تمام شد . طبق معمول در این تعطیلات حتا یک صفحه کتاب هم ورق نزدم ! ولی یک سفر استانی به تبریز داشتیم فقط برای اینکه از کشداری تعطیلات بکاهیم . توامانی هوای سرد و شکوفه های بهاری و برف و باد و بوران و لباس آستین کوتاه و کاپشن و پالتو . خواستید کفش های خوشگل و چرم اصل و قیمت مناسب بخرید بروید بازار کفش تبریز . هم صفاست و هم ارزانی و هم شیکی .

خواستید کتابی انتخاب کنید مجموعه داستان " کجا ممکن است پیدایش کنم " از " هاروکی موراکامی " نویسنده ی محبوب من را پیشنهاد می کنم . یک مجموعه داستان از نظر من شگفت انگیز . مردی مدام به مجلس ختم دعوت می شود و هربار برای این مراسم کت و شلوار دوستش را قرض می گیرد ، وکیلی بی هیچ کارمزدی به دنبال ناپدیدشدگان می گردد ، زنی چندین روز متوالی خوابش نمی برد بی اینکه بگذارد همسر و پسرش بفهمند ، روزهای آخر جنگ دوم است و سربازان ژاپنی در سکوت و آرامش مشغول کشتن سربازان چینی هستند ، زنی دست هاش بوی سگ مرده اش را گرفته .

نمی دانم شاید من بیش از حد شیفته ی سبک موراکامی هستم ولی از معدود مجموعه هاییه که هر داستانش را درجا دوبار خواندم . ضرر نمی کنید !

کجا ممکن است پیدایش کنم/ هاروکی موراکامی/ بزرگمهر شرف الدین/ نشر چشمه/1390/چاپ ششم

#موراکامی

/ 7 نظر / 25 بازدید
راحله

سلام دوست عزیزم.یه وقتهایی فکر می کنم از همه دنیا عقب هستم و همه به سرعت در حرکتند و من یک جا ایستاده ام.نمی دانم خوب است یا نه اما خوب می دانم که ایستاده ام.مطمئنن خوبه قدری بایستی کنار من یه خورده از این سرعتت کم کنی شاید از این مجاز زدګیت کم بشه[چشمک]

امیر

سلام من با وبلاگ شما تازه آشنا شدم پست "بهاریه" و "مادرانه" تون رو خوندم خیلی زیبا بود در این پست جدید دوبار ازاینکه به گذشته برگردید اکراه داشتید برایم عجیب بود یعنی هم شیفته آن هستید و هم از آن گریزان ببخشید من وبلاگ ندارم که آدرسش رو براتون بگذارم موفق باشید

روزبه

فكر كنم يك چيزهايي وجه مشترك زندگي تمام انسانهاست پشيماني ، حسرت تصميم هاي غلط ، عمر هدر رفته و... اين داستان تكراري تمام زندگي هاست و هيچ وقت درس نميگيرم فكر كنم انهايي كه راضي اند بيشتر خود را فريب ميدهند اما من يكي هميشه دلم را به لحظات خوب زندگي خوش ميكنم

ترمه

منم خوشحالم که عید تموم شد، البته من بیشتر به خاطر اینکه بیش از سال های قبل مهمان و ... داشتیم :) و من هم یه کتاب رو دستم نگرفتم چه برسه به ورق زدن! من دارم سال های ابری رو می خونم ، خیلی خوب و گیراست و پر حجم موفق باشی الی خانوم

یادداشت های مینا

الی الان دیگه همه درگیر همین دنیاهای مجازی هستن... همه... سفر هم به خیر و خوشی... ایشاله که خوش گذشته. حداقل سوغات واسه ما 4 تا عکس می اوردی خانوم...[لبخند]

افسانه

اگه درگير اين دنياي مجازي نشي جا مي موني... اگه بشي از زيبايي هاي دنياي غير مجازي غافل شدي... يه جوري بايد حد وسط رو نگه داشت كه نه از رشد تكنولوژي جا بموني و نه اين خيال پردازي هاي كودكانه رو فراموش كني... جالبه... من هم عاشق موراكامي ام... كافكا در ساحل و مجموعه داستان بعد از زلزله هنوز جزء بهترين كتابهاي منه... حتما سراغ اين يكي هم مي رم... جالبه سليقه ات رو تو انتخاب كتاب مي پسندم... حس مي كنم سبك هايي كه تو مي پسندي قطعا مورد علاقه من هم واقع مي شن... باز هم منتظر معرفي يه كتاب خوب از طرف هستم

نازنین

بزرگ ترین ضرر برای من از حضور در دنیای مجازی فراموش کردن املای درست بعضی از کلماته!! اون قدر که خیلی از جوونای ما یا حوصله درست نوشتن را ندارن یا بلد نیستن! این کتاب رو چند سال پیش خوندم. دو تا داستان آخرش رو خیلی دوست دارم.