به یاد استاد " مجتبی بشر دوست "

امیدوارم جناب استاد اگر احیانا این یادداشت را می خوانند بر من و دوستم ببخشاید ولی اولین واکنش مان در اولین لحظه ای که سر کلاس آمد یک ربع خندیدن بود ! بهمان گفته بودند که اگر دانشکده ی ادبیات رفتید و سر کلاس استاد بشر دوست نشستید نصف عمرتان بر فناست . که با سواد است . که بهترین است . که بی ادعاست ... من و غزاله مشتاقانه منتظر ورود استاد بودیم و توقع ورود یک مرد جاافتاده ی چاق پر اهن و تلپ را داشتیم ولی وقتی استاد وارد شد کلی تعجب کردیم و البته همان شد . هر جا  و هر زمان که ممکن بود واحدهای درسی مان را با ساعات استاد تنظیم می کردیم و تمام مدت همینطور یکریز گوش می کردیم و گوش می کردیم و یادداشت برمیداشتیم . بمب انرژی و اطلاعات و سواد . اضافه کنید به همه ی اینها بی ادعا بودنشان را . لابلای هر جمله آنقدر حرف و سخن و شعر و نظریه ی ادبی و فلسفی از حافظ و مولانا و دکتر سروش و دکتر شریعتی و ابواعلا معری و هایدیگر و بابک احمدی و ارسطو و افلاطون و هگل و سارتر و علامه جعفری و قرآن و .... می اورد که خودم به شخصه کلی متعجب میشدم. در میان همه ی این شعرا متخصص مولانا بود . مسلط به تمام دفاتر مثنوی . دیشب که مشغول سر و سامان دادن به کتابها و جزوه های قدیمم بودم ساعتها مشغول خواندن یادداشت های صحبت هایش شدم . نمی دانم الان هم می تواند سر کلاس هاش به راحتی آن وقت ها صحبت کند یا نه ؟! ولی اولین بارقه های  آشنایی با نقد ادبی و  هرمنوتیک را مدیون جناب استاد هستم . یادداشت هام رو که می خوندم هنوز  زنگ و لحن صدای صحبت کردنش توی گوشم بود . به من می گفت تو خوب گوش می کنی . اهل جزوه دادن و کتاب معرفی کردن نبود . وارد کلاس که میشد شروع می کرد و همینطور سرریز می کرد . خلاصه که هر جا سخن از هرمنوتیک و نقد ادبی و مولانا میشه حتما جناب مجتبی بشردوست حضور دارند .  جدید ترین کتابشون هم در مورد نقد ادبی در ایرانه : " موج و مرجان ". مدتی که توی کتابخانه ی دانشکده مان کار می کردم زیاد به کتابخانه می آمد و من با جان و دل کتابهایی رو که می خواست در اختیارش می گذاشتم ، بدون اینکه بگذارم وقتش را صرف گشتن در میان قفسه ها و یا کامپیوتر کند _چون به جرات می تونم بگم جای انواع و تک تک کتابها را از خود رییس کتابخانه بهترو کاملتر بلد بودم _ و تا آنجا بود و لیست کتابهایی را که می خواست می گفت و می نوشتم مدتی گپ می زدیم . از طرز نوشتنم پرسید : تو باید دیپلم ریاضی باشی ؟! و وقتی تعجب منو دید گفت که فقط یک ریاضی خونده می تونه به موقع از آکولاد و غ ق ( غیر قابل ) استفاده کنه !

ضمنا همسر خانم " بلقیس سلیمانی " هم هستند.

 

 

/ 25 نظر / 316 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پژمان قانون

سلام دوست عزیز شما را نمیشناسم و احتمالن شما هم مرا اما هیچ مهم نیست. مهم اینه که دکتر بشردوست از دانشگاه تهران مرکز رفته. گوهری بود که قدرش را ندانستند بدرود

mehdy

خدارو شکر قدرشون رو میدونم و این ترم چندتا درس باهاشون دارم.واقعا استاد هستند ایشون.

samira afshar

ممنون ازشماوتعاریف بجاتون من دانشجوی ایشون دردانشگاه زنجان هستم ایشون واقعا بی نظیر وخستگی نابذیرن.

محمد حسینی زاده

عالی بود بهترین استاد تمام زندگیم ،

محمد حسینی زاده

عالی بود بهترین استاد تمام زندگیم ،

محمد حسینی زاده

وقتی کتاب افسون هدایت رو بهشون دادم که برام امضا کنن ،این بیت رو یاداشت کرد برام ، استن این عالم ای جان غفلت است /هوشیاری این جهان را افت است (مولانا)

عیسی امن خانی

سلام من دکتر عیسی امن خانی هستم استاد ادبیات فارسی. سابقه آشنایی ام با دکتر بشردوست وقتی بود که برای تدریس به دانشگاه زنجان میرفتم. می خواهم بگویم که دکتر بشردوست همه اینهایی که گفتید هست اما چیز بیشتری هم هست. خانم من دکتر منا علی مددی نقدی بر کتاب ایشان نوشته بود اما شاید باورتان نشود انتقادپذیری دکتر بشردوست به حدی ستودنی است که کمتر نظیری دارد. او نماد یک انسان مدرن (ناقد و نقد پذیر) است سلام من را به او برسانید لطفا امن خانی: استادیار دانشگاه گلستان

علی عیوضی

سلام ممنون ازلطف شما من دانشجوی ایشون در زنجان هستم بشردوست واقعا عالییه

علی عیوضی

سلام استاد بشردوست رو به اندازه دنیا دوس دارم خیلی باحاله من این ترم باهاش قراعت عربی4 و ادبیات معاصر دارم.مثنوی.متون تفسیر فارسی.انواع ادبی.اشنایی با علوم قرانی و در نهایت نقد ادبی تخصص اصلی ایشون رو من با ایشون گذروندم.به قول بشردوست:ژن من ژن نقد ادبیس و من دوست دارم به بچه های ابتدایی نقد درس بدم

سلام.شجاعت نوشتن داشته باش.امانوئل کانت .حرف همیشگی دکتر بشردوست