کتاب "عاشق مترسک "

 

 

برای چندمین بار بهم ثابت شد که میشه به انتخاب و ترجمه های جناب " بهمن فرزانه " اطمینان کرد ! کافی بود که اسمش را به عنوان مترجم ببینم و کتاب را بخرم _ البته قیمتش هم بی تاثیر نبود ! 7500 تومن از پول یک پیتزا برای هوس های پسرک هم کمتره !_ و راستش کتاب عالی ای بود . هم قصه ی خوب و پرکشش و هم تعلیق های به جا و هم فضاسازی خوب طوریکه منو بارها به هوس انداخت که برای مدتی هم که شده در آن مزرعه زندگی می کردم . داستان رمان از زبان یک دختر جوان به نام آگنس است . دختری که هر چند در ظاهرش نشان نمی دهد ولی کمی از لحاظ ذهنی عقب افتاده است . همه ی خواهران و برادران بعد از او ازدواج کرده اند و از مزرعه رفته اند . مادرشان که گویا فقط او بوده که اگنس را درک می کرده هم مرده و حالا اگنس است و پدر بداخلاق و مردم گریزش و یک مزرعه ی بزرگ .مزرعه ی بزرگی در انگلستان که قسمتی از آن هم رو به دریاست. اگنس بسیار تنهاست و بی همدم و جز پخت و پز و رفت و روب خانه و دوشیدن گاوها و توهین و تحقیر شنیدن و کتک خوردن از پدرش کار و سرگرمی دیگری ندارد. روزی تصمیم می گیرد برای خودش یک مترسک درست کند . با هزار زور و زحمت مترسک را درست می کند و یک جورهایی به آن دل می بندد و تا مدتی او را در اتاقش نگه می دارد ولی پدرش که موضوع را می فهمد و اگنس از ترس اینکه خرابش نکند آن را به وسط مزرعه ی گندم می برد چرا که از نظر پدرش هیچ چیز نباید بی مصرف بماند . مترسک زیر باد و باران مراقب مزرعه و با اینحال همدم و مونس خوب و مهربان اگنس بوده ... تا اینکه روزی اگنس می بیند که مترسک گویا از جایش تکان خورده ... مترسک زنده شده بود! .... از اینجاست که قصه ی رمان شروع می شود ...

باور کنید از خواندنش پشیمان نمی شوید و لذت هم می برید . فقط کاش انتشارات یک دیباچه ای ، چیزی می گذاشت تا لااقل اطلاعات کمی در مورد نویسنده  ( فیلیس هیستینگز ) و یا موقعیت کتاب در کشورهای دیگه کمی مطلع می شدیم .

/ 11 نظر / 81 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لالیکو

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

حجازی

نخوندمش . حتما می خونمش. " من تو ایستگاه انقلاب پیاده بشم آب بخورم ؟ "

بهاره

ممنون الی جان از پیشنهادت به نظر منم سوژه ی جالب و خواندنیه... ایشالا اگه فرصتی پیش بیاد حتما میرم سروقتش [لبخند]

سپیده

وای الی جان تند تند معرفی می کنیااا و من هنوز با مشغله دو شیفت کار هنوز اولی رو پیدا نکردم دومی رو ارائه میدی[لبخند] مرسی که ما رو هم شریک خوانده ها و دیده هات میکنی[ماچ]

مینا-دفتر خاطرات

الي عاشقع عاشقع اينجور كتاب هام. تيريپ هاي مزرعه داران اروپائي ترجيحا ساهاي دور... داستان روان و ارام ...[رویا] مرسي از معرفيت الي[ماچ]

لادن

به نظر ایدۀ جذابی میاد و کاملا اغوا کننده:) باید خوندنی باشه. سپاس

پرشکوه

ممنون از معرفی کتاب مشتاف شدم بخونم.

بابای پرنیان

ممنون از معرفی کتاب. میذارم تو برنامه که بخونمش. بابای پرنیان

وحید

یا اول سلام قبلاً سریه به وبلاگ ما می زدید. مطلب طنز جدید نوشته ام . ممنون