closer

شوهرجان اغلب صبح ها با هیجان پاس شدن و یا نشدن چک از خواب بلند می شود و متعاقبا ما را هم بلند می کند ، اگر که چک مورد نظر پاس شود که هیچ ولی اگر پاس نشود تلفن را برمی دارد و با شخص مورد نظر که اغلب همکار و رفیق چندین ساله هم هست اینطور فریاد می زند : که مرد حسابی من به تو بدی ای کردم ؟! فلانی چرا صبح تا حالا نرفتی حساب رو پر کنی ؟! ... و تعدادی الفاظ دیگر که جایش اینجا نیست ... ، اوایل من ناراحت می شدم که : اینطوری با فلانی حرف نزن ، من خانمش را دیدم و یا جا بذار برای پس فردا که دوباره چشمتون تو چشم هم دیگه ست ... ولی خب حساب پول است و غریبه و آشنا نمی شناسد . نکته ی عجیب ماجرا برای من تا هنوز هم اینجاست که وقتی مشکل چک و پول حل می شد شوهر جان با دوست مورد نظر که حسابی از خجالت هم در آمده بودند دوباره با مهربانی و شوخی و خنده حرف می زنند و حال بچه های همدیگر را می پرسند و یا حتا با هم قرار سفر و خوشگذرانی های مجردی می گذارند ! من همیشه این خصلت مرد ها را تحسین می کنم هرچند که خودم به هیچ وجه نمی توانم اینطور باشم . راستش من حتا اگر کوچکترین احساسی بکنم مبنی بر اینکه فلانی شاید منظوری داشته از فلان کارش همیشه در یادم می مونه و روابطم رو باهاش نه که قطع بکنم ولی همیشه ملاحظاتی را در نظر خواهم داشت . مردها در روابط شان بی تکلف تر و راحت ترند و این بد نیست البته تا جاییکه طرف مقابلشان هم مرد باشد ولی امان از روزی که یک مرد با یک زن روبرو شود ! روابط عاشقانه بحثش جداست ولی روابط فامیلی و یا خواهر برادری نقطه ی حساس ماجراست ، یادمه که اوایل زندگی ام بنا به اخلاق خاص خودم خیلی چیز ها را دلیلی نمی دیدم که مثلا به خواهرهای شوهر جان بگم ولی فقط کافی بود که شوهر جان گوشی را بردارد و یک حال و احوال ساده با خواهرهاش بکند ، هر چه که داشتیم و نداشتیم و هر آنچه انجام داده بودیم و یا نه و هر کجا که رفته بودیم و یا قصد داشتیم برویم را خواهرها می فهمیدند ، هم به خاطر بی تکلفی مخصوص مردهای شوهر جان و هم به خاطر زرنگی خاص مخصوص زن های خواهر شوهر جان ! طی پروسه ی زندگی زناشویی مدیونید که اگر فکر کنید شوهر جان بازی سیاست را یاد گرفت بلکه این من بودم که دست از درون گرا بودن ذاتی ام برداشتم و خودم جلو جلو شرح ماوقع را می گفتم تا مبادا دوباره در دام سوتی های شوهر جان بیفتم !

گذشته از طنز عجیب زندگی من که یاد گرفتم در رابطه با یک مرد هر چه راحت تر و بی تکلف تر روابط بهتر و شفاف تر . هر چند همه ی این ها دلیل نمی شود که من مثلا یادم بره فلان سال ، فلان روز و در حال انجام فلان کار فلان کس به من چی گفت و چرا گفت و یا چرا من جوابش را ندادم !  

/ 10 نظر / 21 بازدید
شیرین

منهم ترجیح می دهم مسائل کاری و جر و بحث هایش شخصی نشوند. خیلی هم کمیابند آدمهایی که اینچنین هستند و کار کردن باهاشان راحت است. در مورد مطلب قبل هم ... فقط آه از نهادم بر می آید! یاد پدرت همیشه گرامی الی جون، ایشان هم از آن کمیاب ها بوده اند.

ميله بدون پرچم

سلام البته مردان هم گاهي اينگونه هستند اما در اوج ستيز هم براي سفر يا دور هم جمع شدن هاي مجردي، پايه هستند! و اين شيريني اين گونه تفريحات است بيشتر تا خصلتي ويژه مردان [نیشخند]

امیر

این بی تکلف بودن در رابطه با مردها رو خوب اومدید من خودم همیشه از این موضوع در عذاب هستم که بین رفتار زنها اون چیزی که میگن با اونی که فکر میکنن گاهی اوقات 180 درجه فرق دارد

نیره

مردها کلا شفاف تر و راحت ترند. کار کردن باشهاشون هم راحت تر از کار کردن در محیط های زنانه است.

مهدی(ک)

میگن مردها بی تکلف ترند اما شما باور نکن...مردان و زنان با تکلف و بی تکلف...دو مدل توی هر دو جنس موجود هست. فک نکنم پدرجان شما بی تکلف بودند... موافقی؟!

فرمولساز

بیشتر مردانی که من میشناسم خیلی درونگراتر از همسر شما هستند و تقریبا باید با چنگال از زیر زبونشون حرف بکشی بیرون ولی مردهایی هم هستند که روی خانمها را در پر حرفی سفید می کنند ولی از بحث اجتماعی بودن که بگذریم شانس آوردید که با این اخلاق شوهرجان زندگی شما امن و امان مانده چون هر حانواده مرزی داره که باید به رسمیت شناخته بشه و ما میگیم اصلا درست نیست زن و شوهر مسایل خصوصی خودشونو به خانواده های اصلیشون بگن.

ياسمن

اين هم يه مدلشه ديكه

راحله

واه واه نګو این قوم الظالمینو[نیشخند]

مجتبی

چه جالب:) من هم گمان میکنم رابطه ی مردها با مرده ها کمی راحت تر از زن ها با زن ها باشد. ولی رابطه مرد با زن سخت تر میشود. بخوص در جامعه ی ما که مدارس و دانشگاه ها کاملا جدا از هم هستند ولی آدم ها تا بزرگسالی کمتر با مردهای غریبه آشنا هستند و تازه در بزرگسالی است که مشکلات شروع میشود. راستش شروع به خواندن پستتان کردم با توجه عنوانش فکر کردم در مورد فیلم کلوزر نوشه اید:))