بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم

من به جادوی کلمات و نوشتن معتقدم ولی بازهم دست کمش گرفتم . نوشته بودم که دلم سفر می خواد و دو سه تا سفر بدون هیچ برنامه ریزی ای برامون پیش اومد ، جاتون خالی خیلی خوب بود . شش روز مهمان ویلای برادر شوهر جان تو عباس آباد چالوس و دریا و باران های بی وقفه و بعد دوباره دریای نقره گون تمیز و آرامش و ... بی هیچ حتا خواندن یک صفحه کتابی. در واقع دو سه تا کتابی که با خودم برده بودم الان کچ و کوله از نم شمال روی میز جا خوش کردند .

و یکی از آشناهام باهام تماس گرفت و ازم یه کاری خواست که مربوط به اینترنت بود و منم که حوصله ی انجام اون کار رونداشتم به دروغ گفتم : آخه می دونی اینترنتمون به هم خورده ... و اینگونه شد که اینترنتمان بی دلیل چند روز به هم خورد و به همان بی دلیلی ( لاقل از نظر من ) درست شد . تا من باشم حرف مفت و دروغ از دهنم در نیاد . تا من باشم که حواسم باشه که دنیا گوش های تیزی داره...

و اینکه من ده روزه حتا یک عطسه هم نکردم ، موضوع اینجاست که شوهر جان که از دست عطسه های بی وقفه ی من به ستوه اومده بود من رو با زور پیش یه متخصص گوش و حلق و بینی برد و با دو سه تا معاینه ی ساده متوجه شدم که هر دو بینی ام گوشتهای صورتی بامزه و کوچیکی آورده که در مجموع موجب آب ریزش بینی و کدری پرده ی گوشم و مسدود شدن راه اشک چشمم از بینی شده بوده و الان با خوردن منظم یه سری دارو ده روزه که حتا یک عطسه هم نکردم و اشک چشمم هم به جای اینکه بریزه بیرون روی صورتم همون مجرای خودش رو از توی بینی پیدا کرده ( البته تقریبا )

خب گاهی دنیا با همه ی دم و دستگاهش به هم میریزه و گاهی هم دم به تلهی ما آدمها میده  !  

 

/ 18 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی فهیمی

خب اون خدای عرفی که خدای خشم و قتل و فتواست (کار جدید شاهین نجفی رو که شنیدید؟) و به هر حال باید ریختش دور... و اساسن تعریفی که شما از اون نیرو کردید یا تعاریف موجود در ادیان از خدا (هر نوع خدایی: یَهُوه یا پدر آسمانی یا اهورامزدا یا الله یا حتا خدایان اساطیری از زئوس و هرا گرفته تا هوناب کئو و یوم کاکس) فرق دارد... پس همچنان خوش آمدید به دایره‌ی ناخدا باوران :))))

یاسمن

خوشحالم که سفر خوش گذشته / چقدر جالب که به جادوی کلمات اعتاد داری یک شعر هست که می گه مگو ناخوش که پاسخ ناخوش آید // به کوه آواز خوش ده تا خوش آید .

میله بدون پرچم

سلام اتفاقاً من هم برای این سفر سه روزه به همان خطه 4 تا کتاب بردم! یعنی یه جوریه که آدم هنگام جمع کردن وسایل قبل از سفر جوگیر می شود! البته حق هم داریم می ریم جلوی قفسه نگاه می کنیم: از هر گوشه ای یه کتابی دستشو دراز می کنه و می گه منو ببر منو ببر ...خب آدم می مونه چی کار کنه ... .......... دقیقاً چه دارویی مصرف کردید؟ مشکل شدیداً مشابهی داریم [لبخند]

کامشین

الی جان این شما چی میگید ؟ یک جائی است که به زحمت دیده می شه اولش فکر کردم کلا بساط نظر سنجی را جمع کرده ای اوه راستی پسر خوشگلت میخواهد بره کلاس اول؟ بمیرم براش...بمیرم برات در مورد این دنیای لاکردار هم حرف نزنیم بهتره...

ساجی

سلام. امیدوارم همیشه سفرهای خوب و خوشی را داشته باشید. قطعا کلام در سیستم هستی تاثیر زیادی دارد. و تجربه ی شما هم بر ایمانمان افزود. ما نیز دچار این مرض عطسه شده ایم منتها به مقدار مشخص روزی 7-8 تا! شاد باشید[گل]

نرگس(فانوس به دست)

خیلی خیلی خیلی خدا نابودشون کنه که بچم و آواره دیار غربت کردن ابی رو به خاطر شادمهر دوست دارم اینجا ولی خداییش حق بده ذوق کنم واسه ابی موهاش رو دلم بود خدا پدرت رو رحمت کنه بانو[گل]