قلبی تماما مخصوص الی !

پسرکم یه دفترچه یادداشت کوچیک با جلد رنگ فسفری داره ( از همین پاپکوها ) که خیلی بهش علاقه داره حتا سرکلاس وقتی که معلم درس رو چندین و چند بار برای بقیه که دیرتر می فهمند توضیح می ده و پسر من حوصله اش سر می ره دفترچه رو در می آره و شروع می کنه یه چیزایی توش نوشتن و کشیدن ، بالاخره هم خانومشون مچش رو موقع این کار گرفت و دفترچه رو مصادره کرد ! وقتی پسرم اصرارهای فراوان کرده برای گرفتن دفترچه معلمشون گفته اگر می خوایش بگو مامانت بیاد بگیرش . من هم بعد از دیدن بغض های ! پسرک به خاطر دفترچه رفتم مدرسه . اتفاقا معلم خیلی خوب و با حوصله ای داره . وقتی دفترچه رو ازش خواستم گفت : میشه ازتون یه سوال بپرسم ؟ شما " الی " می شناسید ؟ ... گفتم : چطور مگه ؟ گفت : آخه توی دفترچه اش دو سه جا نوشته : من الی رو دوست دارم و چند تا قلب هم دور اسم الی کشیده !!! وقتی گفتم خودم الی هستم و از بچگی عادت کرده گاهی با اسم الی صدام می کنه کلی خندید تعجبنیشخند ، من هم . گفتم : نمردم و دیدم یکی هم دور اسم من قلب کشیده اون هم چند تا !!

کتاب " تماما مخصوص "

یادتونه یه بار پرسیده بودم که اگر مثلا از همین فردا اومدن گفتن هر کی هرچی خواست بنویسه نویسنده ها چی می نویسند ؟ این کتاب جواب اون سوالمه . " تماما مخصوص " اسم رمانیه از " عباس معروفی " که طی سالهای اخیر در خارج از کشور نوشته شده و در آلمان هم چاپ شده . به طریقی در ایران هم چاپ افستی شده . توی نت بگردید پی دی افش هم هست . من کتاب چاپ افستی اش رو خوندم . رمان داستان یک نفر به اسم عباس هست که به خاطر همنامی اش با نویسنده در طول خواندن رمان مدام خود نویسنده توی ذهن آدم می آد ! عباس متولد ایرانه ، همراه مادرش در ایران زندگی کرده و مدرسه رفته و دانشگاه و در ایران هم عاشق شده ( پری ) و بنا به حوادث سیاسی دهه ی شصت مجبور به فرار کردن از ایران میشه ... بیشتر کتاب در مورد کم کم گم شدن هویت فردی و اجتماعی یه ایرانی مهاجر هست . یه ایرانی کتاب خوان و درس خوانده و نویسنده و روزنامه نگار که  مجبور به کار درجاهای غیر مرتبط با روحیاتش می شه و این میون مدام بر می گرده به عقب و خاطرات زمان ایران زندگی کردنش ... به نظرم تا مدتها نویسندگان ما از وقایعی که سالها نتوانسته اند ازش بنویسند خواهند نوشت و یه جورایی به دام نوستالژی و سیاسی نویسی خواهند افتاد که البته این اصلا بد نیست و خاصیت ممیزی طولانی است . به هر حال رمان " تماما مخصوص " رمان خوشخوان و بچسبی هست که با در دست گرفتنش بی وقفه خواهید خواندش . موقع خواندنش از سرما مجبور می شوید مثل من ژاکت به تن کنید !

فیلم " برف روی کاج ها " یه فیلم زنانه ی تر و تمیز و خوب که شما می تونید با خیال راحت با یه لیوان چای در دست لم بدید و ببینیدش و البته یه پتو هم کنار دستتون باشه ! با " رویا " ی فیلم لحظه به لحظه زندگی کنید و هی با خودتون بگید نکنه حالا که اینقدر سختی رو از سر گذرونده ، حالا که پیه همه چیز رو به تنش مالیده ، حالا که ... کار رو خراب کنه و وا بده .. نکنه وا بده ... نکنه خر بشه ...! مهناز افشار عالی بازی کرده .

 

/ 8 نظر / 17 بازدید
شیرین

الی جون فکر کنم تمام قلبت گرما گرفت از این ابراز عشق مخفیانه پسرت [قلب]

نازنین

چقدر خوشحالم بعد از چندین و چند بار سر زدن دیدم پست جدید گذاشتی. تماما مخصوص رو نخوندم. الان دانلودش می کنم و سر فرصت می خونمش. فیلم برف روی کاج ها رو چند روز پیش خریدم ولی منتظر یه فرصت مناسب بودم که ببینمش.

نابغه

آدم تا به خودش میاد می بینه توی فیس بوک برات نظر نوشته که این اصلا درست نیست. این ولع خوندنت اشتهای آدم رو تحریک می کنه. تصمیم به ماندن در سرزمین دیگر بی شباهت به خودکشی نیست. مثلا فرض کن با پررویی بخواهی خونریزی ات را انکار کنی. یا از خوردن دارویی مهم یک دفعه سر باز بزنی. حتا در تمام جشن ها، شادی ها و بی کله گی ها یک جور گریه خاموش همیشه گوشه یکی از لایه های درونی پوست آدم را نیشگون می گیرد. و تو مدام به تایید مادرت نیاز داری که بگوید خوب کاری کردی رفتی. با این همه آدم باید فرصت کند یک جوری بخشی از دوران آموزشش را در کشور دیگری سپری کند. تنها برای آن که بتواند برگردد و این ها را برای در و دیوار و پیاده روهای شهری که دوست دارد، بازگو کند. وگرنه پیاده روهای شهر از هر گونه ایده ای خالی می شوند.

افسانه

واي من به جاي تو چه قدر از گرفتن دفترچه فسفري پسرك با اون نوشته ها و قلب ها ذوق زده شدم... آره همون عشق نابي كه يه بار در موردش نوشته بودم همينه!!! راس راسي كه خوش به حالت چون آراد حتي سر كلاس و تو اوقات فراغت بين درسي هم يادته... رفتم كه برف روي كاج ها رو ببينم البته در زمان خواب نيم روز پسرك وگرنه از چاي گرم و پتو خبري نخواهد بود :)

علی شاه علی

سلام چه جالب در مورد برف روی کاج ها هم عقیده ایم من هم چندی پیش خواندمش و یادداشت بسیار کوتاهی در موردش نوشتم http://ali-shah-ali.blogfa.com/post-138.aspx گذشته رو هم ببینید. خوبه!

پرشکوه

خوش به حالت که چنین پسر گلی داری.

مهرو

sسلام الي جان واقعا لذت بردم از اين پستت. چون منو ياد كارهاي بچگي خودم انداخت. براي مادرم هديه درست مي كردم و كلي تزئئنش مي كردم ولي بهش نمي دادم. انگار دلم مي خواست عشقم به مادرمو فقط و فقط پيش خودم نگه دارم معرف يفيلم هم خيلي خوبه. البته فلسفه پتو رو نفهميدم.يعني خوابمون مي گيره ببينيمش يا نياز پيدا م يكنيم به يه جاي گرم پناه ببريم"؟!

راحله

عشق بچه ها یه چیز دیګه اس.ادم حال می کنه ‍باک و زلال