دو کتاب نوجوان برای رهایی از حال و هوای امتحان های لعنتی !

دیدید تابستان و تعطیلاتش که شروع میشه رسانه ها شروع می کنند به تندتند برنامه ریزی کردن برای بچه های مدرسه ای ؟ حالا حکایت ماست ! از آنجایی که تابستانه و باز هم  از آنجایی که خودم در سنین نوجوانی و حتا کمتر دنبال عنوان کتاب مناسب برای سنم بودم که البته پیدا نمی کردم و سر آخر بسنده می کردم به همون کتاب های قطور کتابخانه ی پدر دیدم بد نیست تحت عنوان کتاب نوجوان دو کتاب رو معرفی کنم تا شاید پدر و مادری و یا خود نوجوانی با این عنوان گوگل را سرچ کرد به این جا برسد و این متن بتواند کمی کمکش کند :

" سفر به قبرستان " نوشته ی فاضل ترکمن از نشر قطره . (3500تومن) با اینکه روی جلد کتاب اشاره کرده که مخصوص همه ی رده های سنی و با اینکه همینطور هم هست تا حدودی اما به نظر من طیف نوجوان خیلی بیشتر می تواند با این کتاب کیف کند . پسرک تازه باسواد شده ی من که خیلی وقت ها برای من می خواند این کتاب را. این کتاب شامل 12 داستان کوتاه طنز است . من چندان در خور بزرگسالان نمی دانمش از آنجاییکه نویسنده خیلی محتاطانه فقط به طنز کشیدن مسائل فرهنگی پرداخته در صورتیکه یکی از شاخصه های متن طنز به سخره گرفتن مسایل جاری سیاسی کشور است. که البته در این مورد می شه به طور کامل حق رو به نویسنده داد . والا به قرعان !

از دفتر خاطرات گاو مش حسن

- می خوان منو بفروشن !- این جمله ای بود که مش حسن خیرندیده روی یک مقوای کج و کوله نوشت و چسباند به صندوق عقب بدن من ! نمی دانم با چه کوفتی هم چسبانده بود که هر چقدرزور می زدم کنده نمی شد! این هم از ماخر و عاقبت ما ! توی خواب هم نمی دیدم که مش حسن از من دل بکند چه برسد به اینکه بخواهد مرا بفروشد. یعنی حالا چه کسی مرا می خرد ؟ اگر بدتر از مش حسن باشد چه خاکی توی سرم بریزم ؟ اگر بخواهد به زور شوهرم دهد چطوری به او بگویم : " من قصد ازدواج ندارم !"

...

" ماستا دنیا ! ماستا دنیا !ما آآآآ... می خوام پیاده شم " خودم هم نمی دانم چرا چند وقتی است که این ترانه ورد زبانم شده . شاید برای اینکه دلم از این دنیای لعنتی گرفته. دنیایی که صاحب به گاوش وفا نمی کند مثل صحرای بی آب و علف می ماند...

یکی از نکات کمک کننده و مثبت این کتاب تصیور هایی که توسط آقای یاشار صلاحی پسر مرحوم عمران صلاحی کشیده شده اند که در عیت سادگی بسیار بسیار معصومانه و در حال و هوای کتاب تصویر شده اند. آقای فاضل ترکمن وبلاگی هم با عنوان " آدم حرفی " دارند.

" سی سا سیاوش " نوشته ی فریباکلهر از نشر آموت.( 6500 تومن ). از آن داستان های جذاب نوجوان پسند است. داستان سه بچه ای که در یک بیمارستان و تصادفا هر سه توسط یک خانوم دکتر هندی به دنیا می آن و از آنجایی که خانوم دکتر هندی موقع به دنیا آوردن این سه بچه داشته به یک اسطوره ی هندی فکر می کرده این بچه ها تحت تاثیر شخصیت های این اسطوره ی هندی بزرگ می شوند تا ده سالگی. حتا ناخودآگاه پدر و مادرهاشون اسم های هندی رویشان می گذارند ! بچه ها بی اینکه پدر و مادرهاشان بدانند تا مدت ها در خواب هایشان درگیر ماجرای اسطوره های هندی مربوط به خودشان هستند تا اینکه مجبور به پیدا کردن همدیگر می شوند برای تکمیل رویاهای بی پایانشان...

 

با اینکه هند سرزمین اسطوره پروری ست و خداییش نمی شود به راحتی از خیر اسطوره ها و پایان های هندی اش ! گذشت ولی آقای علیخانی نشر آموت لطفا اینبار به اسطوره های ایرانی بپردازید با چنین نویسنده ی چیره دستی . ممنون

بعدن نوشت : جناب علیخانی ( صاحب نشر آموت ) لطف کردند و این مطلب من رو خواندند و توصیه کردند که اضافه کنم که : کتاب سی سا سیاوش از سری کتاب های " برای همه " نشر آموت است و مسلما نباید توقع رمان های سه گانه ی خانوم کلهر را از کتاب داشت. این کتاب یکی از 9 کتاب سری " برای همه " است که تا به حال سه تای آن ها چاپ شده : پسران گل ، قصه های یک دقیقه ای و سی سا سیاوش. ممنون آقای علیخانی از توجه تون

/ 17 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترمه

چه کار خوبی کردید که این دو کتاب رو معرفی کردید. نه هوس رفتن ندارم. این شعر بیشتر برای من از سر دل تنگی هست.

فرمولساز

امیدوارم پسرت همونی که هست را در بهترین حالتش باشه حالا چه ذوقش کتابخوانی باشه ، چه ذوق هنری یا عملی داشته باشه برای خلق و اختراع یا حتی ماجراجویی و اکتشاف. این پست های معرفی کتابت خیلی مفیده مخصوصا" اگه در حیطه نوجوانان باشه که به نظرم توی ایران کمتر کار شده.

فریبرز

با عرض سلام و ادب؛ پسر و همسرتون باید از داشتن چنین مادر و همسری به خود ببالند, پاینده باشید و پرتوان. یا علی

روزبه

يادم هست دوره نوجواني يه همسايه اي داشتيم براي بچه اش يك اسباب بازي جالبي خريده بود كه بچه اش آن اسباب بازي را دوست نداشت هر كسي آن اسباب بازي را ميگرفت و بچه را صدا ميزد ولي خودش با آن بازي ميكرد مادرش ميگفت همه به بهانه بچه خودشان با اين اسباب بازي بازي ميكنند به نظرم يك توفيق اجباري نصيبتان شده به بهانه كودكتان داستانهاي كودكانه ميخوانيد و اين كودك درون همچنان زنده و پويا و فعال نگه ميداريد من بيشتر وقتها فكر ميكنم خيلي كتابهاي دوران كودكيمان از بسياري اثار فرهنگي امروز به مراتب سطح بالاتري داشت دلم براي خيلي ازآنها تنگ شده

روزبه

راستي با اين نظرتان يعني لعنتي بودن امتحانات بسيار بسيار موافقم

لادن

چه کار نویی کردی با معرفی کتاب برای نوجوانها! شاید در دوران نوجوانی ما اینقدر طبقه بندی سنی نبود یا اگر هم بود چندان نظارتی نبود. من با وجود کنترل مادرم، کلی کتابهای مربوط به بزرگسالان رو در نوجوانی خوندم که حالا که فکر میکنم می بینم اصلا درست نبوده!

بهاره

سلام الی جون خوبی؟ ممنون از معرفی، سی سا سیاوش رو منم از نمایشگاه خریدم ولی هنوز نرسیدم بخونمش اما اون یکی کتاب رو ندارم و با این تکه ای که ازش گذاشتی خیلی راغب شدم که حتما بخرمش... ممنون بازم[گل]

مایا

فروشگاه اینترنتی مایا. فروش فیلم و کارتون

امیر

سلام رفیق قدیمی.خوشحالم که همچنان می خوانی و می نویسی.